السيد موسى الشبيري الزنجاني
2151
كتاب النكاح ( فارسى )
مىافتد . به هر حال در اماريت حيض بر عدم حمل ترديدى نيست همچنانكه در روايات استبراء امده يك حيض قرار داده شده است . - / در مورد عدم لزوم استبراء حامل و جواز تزويج و وطى بلافاصله او ، وجهى كه مرحوم آقاى خويى ذكر كرده و از كلام صاحب حدائق هم استفاده مىشود اين است كه استبراء كانّه مقدمهاى است بر اينست مشتبه نشود و چون در باب حامل هيچ اشتباهى پيش نمىآيد و نسب طفل مشخص است كه از زناى سابق ناشى شده ، لذا استبراء بىوجه است . ولى همانطور كه در جلسه قبل بيان شد در روايات تعبير به استظهار نشده است و نفرمودهاند براى تبديل شك به يقين مدتى صبر كنيد بلكه استبراء را واجب كرده يعنى تأخير به جهت برائت رحم از نطفه حرام قرار داده شده است . لذا استفاده مىكنيم كه اگر زن حامل بود وطى او جائز نيست و شبيه آن در باب امه هم هست كه اگر امهء حامل را از ديگرى خريدارى كرده تا زمانى كه وضع حمل نكرده ، نمىتواند با او مباشرت كند چون ارتباطى بين نطفه جديد و آن حمل پيدا مىشود و لو نسب حمل مشخص است و اين از نظر شرع ممنوع است . بنابراين اينكه مسأله را قطعى فرض كردهاند كه زانيهء حامل احتياج به استبراء ندارد ، چندان هم قطعى نيست . البته خيلى از كتب فقهى و از جمله كتابهاى علامه ( ره ) مسأله را مسلّم فرض كردهاند ، ولى بعضى هم مخالفت كردهاند ، مثلًا صاحب وسائل به طور مطلق ، عدّه را براى زانيه الزامى دانسته و مرحوم فيض صاحب مفاتيح هم به طور مطلق احتياط كرده و به لزوم عده براى حامل تمايل پيدا كرده است . به عقيدهء ما هم در زانيه استبراء مطلقاً لازم است كه استبراء غير حامل با ديدن حيض و استبراء حامل با وضع حمل است . 4 ) در رابطه با بحث جلسه قبل همانطور كه گذشت فقط شيخ ( ره ) در تهذيب قائل به اين شده كه تا استبراء نكرده عقد نكاح صحيح نيست ، چنان كه روايت هم اين